
در دستانم گاهی قلم میلرزد و دل نازكش را بر نرمی سخت كاغذ میساید تا نقشی از دل بوسه ای ماندگار بر لبان كاغذ زند...در دلم اما هوا سخت طوفانیست...گاهی طوفان شن و گاهی برف و بوران...با خودم میگویم شاید اگر من خودم بودم آرامشی پایدار بر سرزمین قلبم حاكم می بود اما افسوس كه من هرگز خودم را زیستن را تجربه نكرده ام كه بخواهم بگویم چه میشد اگر خودم میبودم!ای كاش روزی فرارسد كه من و جهان من به سوگ دنیای ترس و احتیاط و غم و دل زدگی بنشینیم و چون هندیان رخت سفید بر تن كنیم و همچو ایرانیان حجله از برای این ج...
ادامه مطلب
در چشمانم گاهی موج میشكند و از ساحل پلك هایم رود كوچكی جاری میگردد؛ رودی كه سرچشمه اش دریاست یقینا آب شور دارد... در دستانم گاهی قلم میلرزد و دل نازكش را بر نرمی سخت كاغذ میساید تا نقشی از دل بوسه ای ...
ادامه مطلب
همینجا خوبه من دلم نمیخواد برگردم من اینجا رو دوس دارم اینجا آدمایی هستن که دوسشون دارم و شاید دوسم دارن اینجا چیزایی هست که باهاشون انس دارم اینجا من راحتم اینجا من حالم خوبه اینجا حس غریبی بهم دست نمیده اینجا توو شلوغیا تنها نیستم من اینجا رو دوس دارم دلم نمیخواد برگردم من میخوام اینجا بمونم خونه خوبه من دلم نمیخواد برگردم اونجا کسی منتظر من نیست اونجا کسی منو دوس نداره اونجا من تنهام البته نه تنهای تنها!منمو گوشیمو هدستم!! من اینجا رو دوس دارم دلم نمیخواد برگردم اونجا اونجا من توو شلوغیا تنهام همکلاسیامو دوس دارم ولی اونا... من دلم نمیخواد برگردم کاش بشه توو اتاقم بمونمو برنگردم... من نمیخوام برگردم از اینکه بخوام به این فک کنم که قراره برگردم بدم میاد من گریم میگیره من به هیچ جا تعلق ندا...
ادامه مطلب